ورزش بوشهر: شما اگر یک موقع خدای نکرده خاری به پایتان می نشیند می توانید آن را از پا بیرون بکشید هر چند با زحمت و درد، اما اگر آن خار به دل شما بنشیند و زخمی کند تحمل و مداوای آن هیهات است، مثل همان بیل مکانیکی که در سال 1340 بر دل بافت قدیم بوشهر نشست و آن را به دو پاره کرد تا میدان توپخانه را از شمال به دریا وصل کند صدای ریزش فهم معماری بوشهر و سر بریدن کوچه ها و خانه هائیکه یک روز محل دیدار عشاق بود و آرامش و گرمی زندگی در روزگار کار و همدردی و رفع گرفتاریهای یکدیگر تجربه می کرد و به نمایش می گذاشتند مثل همین بلای بی تدبیری و مزمن و چرکینی که فوتبال کشور را در عصر گذار به فوتبال حرفه ای در کمال ضعف و رفتارهای گنگ مورد دستبرد و تیر تهاجمی خود قرارداده است و تیم های پایه و بزرگسالان را در باشگاهها و تیم ملی در دوران فرمول های شناخته شده جهانی بی جان و مبتلا به قرص های مسکن بدون پشتوانه و بدون یک شناسنامه مدون قابل اعتماد کرده است در حالیکه اندوخته و پتانسیل استعدادهای ناب در ایران موج می زند و منتظر یک ناجی معتبر ملی با تخصص فوتبال و با تفکرات بین المللی است.
چقدر این بی توجهیها به فوتبال بوشهر سرایت کرده و صدمه زده باید بگویم به اندازه همین فوتبال نیم تنه که نه پا دارد و نه دست و قرار است ما را خوشحال و شاداب کند، شاهین عامری و ناصری خدا کند در این عرصه موفق باشند، بادهای بهاری و باران های بهاری یا سیل آسا می بارند و یا به اندازه یک کف دست ابر می آید و می رود زیاد نمی شود برای کشاورزی و بالا آمدن دبی سدها به آنها دل خوش کرد اما امیدواری با خود دارند، پارس جنوبی هم هر وقت بخواهد با توجه به تحصیل کردههای ورزشی مانند رضائیان با یک مقدار کم و زیاد کردن پول های میلیاردی و بازیکنان و کادرفنی در سطح بالا در حد دسته یک ایران می تواند عرض اندام کند امسال نشد سال دیگر و یا سال دیگر و . . . و . . . بالاخره یک منبع برای حمایت و هدایت آنها وجود دارد این با شاهین عامری که یک نفر با پول شخصی قرار است با هزاران تن مبارزه کند فرق می کند بالاخره در یک لحظه از زمان خسته می شود و دیگر دستش به جیبش نمی رود.
تفاوت فوتبال ما با قوانین فیفا و تبعیت از آن و به روز بودن مثل دریاست و آب باریکه ای که هر لحظه امکان خشک شدن دارد، فوتبال کُند، بدون مقدار و ساختار، رفاقتی و گم شده در اندیشه های غیر فنی و تخصصی، پر استعداد و متاسفانه بیمار و پریشان در ورشکستگی عمر مثل آن دختر بچه غزهای که فریاد زد کودکی من را برگردانید می خواهم فریاد بزنم حرمت، شرف و آبروی فوتبال استان را برای جامعه زحمتکش که سالهاست با گاز و نفت و انرژی اتمی و پتروشیمی های خود موزیری و کار پرداز مناطق خوش آب و هوای ایران در گرمای جگرسوز تیر و و مرداد بوده است حسینی با معرفت باشید و بچه های این استان و فوتبال را تشنه کام به مسلخ نبرید. بین حرف و عمل همه می دانند زمین تا آسمان فاصله دارد فوتبال بوشهر با هزار وعده و وعید و پرحرفی می آید و در میانه راه برای هزینه یک جابجائی تیم با مشکل روبرو می شود، روزیکه آقا سعید مفتخر مسئولیت مدیرعاملی ایران جوان را پذیرفت خیلی ها خوشحال شدند.
یک جوان مدیر و کاربلد که در صنف خودش سال ها با مردم سر و کار داشته و خوشبختانه فنی است و یک روز با نتایج قابل قبول سرمربی ایران جوان در دسته یک ایران بوده اما در هیچ جای دنیا همیشه با یک گل بهار نمی شود فوتبال یک کار جمعی، فنی با کارشناسی تخصصی و مادی و فرهنگی است که آدمهای خودش را می خواهد و طلب می کند. آشکارا مشخص شده است که کسانیکه دور و بر حاج سعید گرفته اند هر چند خوب اما عامل بکار نیستند و در شرایط سخت نمی توانند موتور محرکه ایران جوان را بحرکت در آورند و یاور تیم باشند تغییر چهار مربی در یک فصل تا اینجای کار جای خیلی سئوال دارد ما روی چه صفحه ای داریم شطرنج بازی میکنیم بازی آسانسوری مثل بازی مارو پله با جذابیت نیک نشستن مهره ما را پائین و بالا خواهد برد و تیم را از ثبات در نتیجه گرفتن دور می کند اگر همه چیز را به شانس واگذار کنیم باید بدنبال طالع بینی و اورادخانی و سحر و جادو برویم این که نشد باشگاهداری ، تیم را بد بسته اید و در انتخاب مربیان قصه کی بود کی بود من نبودم در پیش گرفته اید همه بچه هائیکه در این میدان هستند همه متعصب و دوستدار ایران جوان هستند اما از مشکلات فنی تیم با این همه هزینه بالا نمی شود چشم پوشی کرد.
نتیجه بازیها و این همه فراز و فرود پیش کش چرا با مربیان جوانی مانند رضا نظرزاده که هم اهل دیدن است و هم مطالعه فوتبالی با بی انصافی برخورد می کنید عالم رفاقت و رفیق بازی یک طرف و هدر دادن جوانی که می تواند آینده ای درخشان و روشن داشته باشد یکطرف خود نظرزاده هم نباید احساسی تابع دنیای لوطی گری و رفیق بازی شود مگر فوتبال استان چند نفر از اینگونه مربیان جوان دارد که باید آنها را دست بدست کنیم و بسوزانیم، اگر گفتم شکافی که در دل خانه های امن ما در بافت قدیم برای ایجاد خیابان توهین به فهم معماری بوشهر است در مورد اینگونه تصمیمات ابن الوقتی هم همین برداشت را می توان داشت واقعا به فهم معماری فوتبال استان بوشهر بی محابا اینقدر توهین نکنیم.