کد خبر: 149488
تاریخ انتشار: یکشنبه 5 مرداد 1404 - 20:14   27 July 2025
ارسال به دوستان
الف الف

بازی فوتبال بوشهر در لیگ مشکلات!

وعده‌های نفتی برای فوتبال جنوب به «هیچ» رسید!

یاداشت: حجت عبدالهی‌پور

 

ورزش بوشهر: هر استان یک ‌رنگ دارد در فوتبال ایران؛ تهران پر از حواشی‌ است، اصفهان پر از امکانات، خوزستان پر از استعداد و بوشهر... پر از افسوس! فوتبالی که هر بار وعده‌ حمایت برای صعودش داده می‌شود؛ اما مثل وعده‌های برق مجانی تابستانی، هرگز به زمین واقعیت نمی‌رسد. اگر بخواهیم وضعیت فوتبال بوشهر را با زبان طنز شرح دهیم، شاید بهترین تشبیه این باشد: «فوتبال بوشهر مثل غذایی‌ است که مواد اولیه‌اش فراوان است، آشپزهایش مدام عوض می‌شوند، اجاقش گاهی روشن نمی‌شود و در نهایت هیچ‌کس سیر نمی‌شود!» تشبیهی که به شکل بارزی بی‌برنامگی‌ها و بی‌توجهی‌ها را در حوزه فوتبال استان نمایان می‌کند.

استانی که روزی تیم‌های شاهین و ایرانجوان و پارس جمش در فوتبال کشور ارج و قربی داشتند اما چه اتفاقی افتاد که امروز این تیم‌ها از تک و تا افتاده‌اند و تنها نامی و گذشته‌ای دل‌خوشکنک از آن مانده است. کوتاهی از کدام مسوول یا نهاد یا بخش بود یا کدام عامل موجب شد که این تیم‌ها از صعود به لیگ برتر بازبمانند! مسائل مالی و ساختار مدیریتی چقدر در کم‌فروغ شدن تیم‌های فوتبال بوشهری در کشور سهم دارند!

 

فوتبال بوشهر نیازمند مدیریت راهبردی

یک پیشکسوت فوتبال استان در این باره به بامداد جنوب گفت: ما متاسفانه در دوره‌های گذشته مدیریت راهبردی و هدفمند نه در دوره‌های گذشته که تیم‌های ما در لیگ برتر حضور داشتند، داشتیم و نه اکنون! ما مدیری نداشتیم که زیرساخت‌های فوتبالی و تیم‌های پایه استان را حمایت کنند.

کاظم کنگانی یادآور شد: ما از ساختار و منابع اقتصادی موجود هیچ استفاده و بهره‌ای نبردیم. به‌جرات می‌توان گفت با وجود اینکه بوشهر صنایع نفت و گاز را در خود جای داده و درآمد و ثروت بسیاری دارد، زمانی که تیم‌های شاهیم و ایران جوان در لیگ برتر و دسته اول بودند، هیچ استفاده مفیدی نکردیم. زیرساخت‌های فوتبالی استان هیچ تغییری نکرده و به همان شکل مانده است. توان مالی تیم‌های فوتبال نه تنها فرقی نکرده، بلکه بدتر هم شده است!

 

صنایع پتروشیمی پا روی فوتبال بوشهر گذاشتند

وی، بی‌توجهی صنایع نفت و گاز را به فوتبال استان امری ناعادلانه معرفی و تصریح کرد: ما نتوانستیم از صنایع پتروشیمی و شرکت‌های گازی موجود در استان در حوزه ورزش به‌خصوص فوتبال بهره ببریم، در حالی که می‌شد از محل مسوولیت‌های اجتماعی صنایع پتروشیمی، شیلات، اداره بنادر و دریانوردی، استانداری و... بهره ببریم. ما غیر از مسائل مالی، در تشکیلات تیمی هم همچنان از منابع انسانی قوی و توانمند بهره نمی‌گیریم. قطعا همه این مسائل موجب شده تا نتوانیم در فوتبال به جایگاه سابق برگردیم.

این گفته کنگانی تلنگری است برای رسیدن به ریشه‌های ناکامی فوتبال بوشهر در یکی دو دهه اخیر. آیا این عدالت است در استانی که جزء سومین استان اقتصادی و درآمدزای کشور شناخته می‌شود، پتروشیمی‌ها و هلدینگ‌هایش اسپانسر تیم‌ها و رشته‌‌های ورزشی کشوری شوند و باشند و تیم‌های خودش لنگ حمایت مالی و اسپانسر باشند! در ادامه به تیم‌های خوشنام بوشهر اشاره‌ای می‌کنیم تا شاید مدیرکل اداره ورزش و جوانان استان، هیات فوتبال استان، مدیران تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز استان و مدیران عامل هلدینگ‌ها و صنایع نفت و گاز مستقر در منطقه جنوب استان اندکی به تامل واداشته شوند و برای این فوتبال بهت‌زده چاره‌ای بیندیشند!

 

شاهینی که دیگر پر نمی‌زند

شاهین بوشهر یکی از تیم‌های موفق استان بود که روزگاری نه‌چندان دور در لیگ برتر بازی می‌کرد، فینال جام حذفی را لمس کرد و هوادارانش با شور و شوق واقعی سکوها را پر می‌کردند؛ اما حالا شاهین بیشتر شبیه پرنده‌ای ا‌ست که در قفس مشکلات مالی، مدیریتی و ساختاری اسیر شده و تنها صدایش از گذشته شنیده می‌شود: «یادش بخیر...»

وضع به این شکل شده که هر فصل قبل از شروع لیگ، شاهین را با ترکیب شعار و دعا راهی رقابت‌ها می‌کنند. هیأت فوتبال، مدیران باشگاه، حتی امام جمعه شهر هم گاهی برای موفقیت تیم دعا می‌کنند، اما انگار تنها کسی که به تیم ایمان ندارد، همانی‌ است که باید قرارداد بازیکن‌ها را امضا کند.

 

ایرانجوان؛ تیمی با سابقه، بی‌سرنوشت

ایرانجوان هم یکی دیگر از قربانیان فوتبال بی‌برنامه‌ بوشهر است. تیمی که اگرچه از نظر سابقه در رده‌ تیم‌های قدیمی فوتبال ایران قرار می‌گیرد، اما از لحاظ امکانات و مدیریت، در رقابت با تیم‌های دسته دومی هم نفس‌نفس می‌زند.

داستان ایرانجوان مثل داستان پیرمردی ا‌ست که روزی قهرمان محله بوده، اما حالا عصا به دست، فقط خاطرات را برای نوه‌ها تعریف می‌کند. بازیکنان می‌آیند، می‌درخشند و می‌روند. تنها چیزی که در تیم باقی می‌ماند، لباس‌های شسته‌نشده، زمین چمن کچل‌شده و جای خالی هوادارانی ا‌ست که دیگر خسته شده‌اند از باخت‌های تکراری.

 

استعداد هست، مدیریت نیست

بیایید کمی انصاف داشته باشیم؛ بوشهر از نظر استعداد فوتبالی، چیزی کم ندارد. گواه این ادعا، ظهور چهره‌هایی چون حسین ماهینی، مهدی طارمی و مهدی قائدی است که نه تنها در تیم‌های خوشنام و پرآوازه ایران، بلکه لژیونرهایی هستند که در تیم‌های خارج پا به توپ هستند و برای فوتبال ایران اعتبار جمع می‎‌کنند.

به جرات می‌توان گفت، غیر از این چهره‌ها، دیگر بچه‌‌های جنوبی که روی زمین خاکی با دمپایی گل می‌زنند، تکنیک‌شان از بعضی بازیکنان میلیاردی لیگ برتر اگر بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. فقط یک مشکل هست: کسی آن‌ها را نمی‌بیند!

نه استعدادیابی داریم، نه آکادمی حرفه‌ای، نه زمین تمرین مناسب! بعضی از تیم‌های پایه در بوشهر هنوز با توپ پلاستیکی تمرین می‌کنند و مربی‌ها بیشتر از تاکتیک فوتبال، درگیر جور کردن لباس و کرایه زمین هستند. وقتی چنین شرایطی حاکم باشد، بازیکن بااستعداد یا باید مهاجرت کند یا دلسرد شود.

 

اسپانسری نفت و گاز فقط روی کاغذ

بوشهر روی دریایی از نفت و گاز خوابیده، اما فوتبالش از بی‌پولی در حال احتضار است. همه‌جا حرف از ظرفیت‌های عظیم انرژی استان زده می‌شود، اما هیچ‌وقت این «ظرفیت‌ها» به کمک فوتبال نمی‌آیند. گویا شرکت‌های نفتی فقط وقتی احساس مسوولیت اجتماعی می‌کنند که بحث درختکاری یا سمینار بی‌خاصیتی باشد؛ ورزش و فوتبال برای‌شان اولویت نیست، مگر اینکه تیمی از پایتخت به دیدن‌شان بیاید.

وقتی یک باشگاه برای خرید توپ و لباس تیمش باید از بازیکن قرض بگیرد یا مدیرعامل تیم شخصاً ضامن وام بانکی شود، دیگر نمی‌توان انتظار معجزه داشت. فقط باید دعا کرد سقوط به دسته پایین‌تر هم هزینه نداشته باشد!

 

هوادار؛ تنها سرمایه واقعی

در تمام این آشفته‌بازار، تنها چیزی که هنوز ارزش دارد، هوادار بوشهری است؛ همان‌هایی که با هر خبر نقل‌وانتقالی، دل‌خوش می‌شوند و با هر باخت، سکوت می‌کنند. هواداری در بوشهر یعنی عاشق تیمی بودن که حتی خودش گاهی به خودش شک دارد!

در بعضی بازی‌ها، هواداران با دست‌سازهایی عجیب روی سکوها ظاهر می‌شوند؛ پلاکاردهایی با شعارهایی مثل «قول لیگ برتری شما را قاب کرده‌ایم!» یا «به‌جای صعود، حداقل گل بزنید!» این طنز تلخ اما واقعی نشان می‌دهد که هوادار هم خسته شده از تکرار وعده‌هایی که حتی GPS هم نمی‌تواند مسیرشان را پیدا کند.

 

 راهکار؟ یک لیوان چای و چند تصمیم درست!

شاید برای نجات فوتبال بوشهر، دیگر نیازی به جلسه‌های طویل و خبرسازی‌های کلیشه‌ای نباشد. شاید کافی باشد چند تصمیم درست گرفته شود مثل تشکیل ساختار حرفه‌ای باشگاه‌ها با نگاه مدیریتی واقعی نه خانوادگی؛ سرمایه‌گذاری جدی روی آکادمی‌ها و رده‌های پایه با استفاده از مربیان کاربلد و متعهد؛ الزام شرکت‌های بزرگ نفت و گاز به حمایت مستقیم از تیم‌های استان نه در حد بنر و تبلیغات؛ اصلاح زیرساخت‌ها و بهبود زمین‌های تمرین و استادیوم‌ها تا بازیکن به جای نگرانی بابت چاله زمین، روی پاس دادن تمرکز کند؛ اعتماد به استعدادهای بومی نه بازیکنان پا به سن گذاشته‌ی ته‌مانده‌ لیگ برتر!

در پایان این گزارش باید یادآوری شود که فوتبال بوشهر مثل قایقی ا‌ست در دریا که هنوز پارو دارد، اما ناخدای ثابتی ندارد. هر بار که کمی پیش می‌رود، موجی از بی‌برنامگی و بی‌پولی آن را عقب می‌برد؛ اما هنوز امید هست. هنوز استعداد هست. هنوز هوادار هست. فقط باید کسی باشد که گوش بدهد، ببیند و بخواهد تغییر بدهد تا آن روز، فوتبال بوشهر به راه خودش ادامه می‌دهد؛ بین دسته یک، دسته دو و دسته‌ مشکلات!






نظـــرات شمـــا